اشکان تکه ی قلب من
تاريخ : پنجشنبه 9 مرداد 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 88 مرتبه

آقا اشکان ما اینروزها بزرگترین سرگرمیش بازی کردن انگری برد با تبلت مامان سپیده است. همچین با عشق بازی میکنه انگار سالهاست که قهرمان این بازیه.....

این عکس گل پسر در حال بازی کردن




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 29 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 107 مرتبه

قا اشکان در اتاقش

 

دریاچه تپه عباس آباد همدان

 

 

در هفته اول جابجا شدن در منزل جدید، دایی مهدی و مونه اومدن پیشمون و اولین مهمونامون بودن. در اون دو روزی که پیشمون بودن به تپه عباس آباد و گنجنامه که خیلی خیلی جای قشنگیه رفتیم  . بهمون با وجود مهمونای عزیزمون خیلی خوش گذشت.




موضوع :
تاريخ : يکشنبه 29 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 100 مرتبه

این عکس خاطره اون روزی رو برام زنده میکنه که برای اولین بار به تنهایی گل پسرم رو برداشتم و بی خبر رفتم خونه خاله ندا.

 

اولین باری که پسرم خودش تونست چهاردست و پا بشه

اولین باری که پسرم تونست خودش بلند شه و بایسته

 

و دراومدن اولین دندونهای پسرم به فاصله سه روز




موضوع :
تاريخ : جمعه 6 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 110 مرتبه

 پسرم، باباحسن و عموسجاد

 

آقا اشکان وقتی چراغ سبز میشه ماشین ها چیکار میکنن؟ راه میرن

وقتی قرمزه میشه چی؟ واس میستن (منظورش اینه که می ایستن)

نارنجی میشه چی؟ با احتیاد حرتت میکنن (با احتیاط حرکت میکنن)

وقتی هم میخواد واسه عروسکاش قصه بگه اینطوری شروع میکنه: یکی نبود غیر از خدای مهیبون(مهربون) هیتش(هیچکس) نبود. یه شنقول بود و یه منقول بعد مامانش گفت میرم کرفس بخرم بعد کاهو بخرم... بعد گرگه اومد و همشونو خوید(خورد) بعد مامانش گفت شنقولمو تو خولدی؟ منقولمو تو خویدی؟ دیده تموم شد..........

 

یه وقتهایی هم توی خونه تلفن اسباب بازیشو برمیداره و مثلا داره با کسی حرف میزنه که همیشه مخاطب یا خاله ندا یا مونه یا مامانی یا عمو مرتضی. وقتی هم میگم "اشکان کی بود؟چیکار داشت؟" اخماشو میکنه تو هم و میگه خاله ندا بود هیچ تاری(کاری) نداشت میخواست حال و افدال تونه(حال و احوال کنه).

البته در اینجور مواقع پسرم حال اموات رو هم میپرسه. مثلا چند وقت پیش داشت تلفنی با عمومرتضی حرف میزد و پرسید بابات خوبه؟؟؟  قیافه ما این شکلی شده بود.....

سی دی مورد علاقش هم اینروزا از تام و جری به گربه تنبل(بُرقِه تنبل) تبدیل شده و از صبح که پامیشه تا شب صد بار میذاره... البته قابل ذکره که جناب اشکان خان خودشون سی دی هاشونو میذارن و هربار هم می یاد و با خوشحالی میگه مامان فِلِی کردم(منظورش همون پلِی خودمونه)

 




موضوع :
تاريخ : جمعه 6 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 121 مرتبه

این یه بازی جدیده که از مریم جون یکی از دوستای خوبم یاد گرفتم و اشکان خیلی این بازی رو دوست داره

اول یه تعداد از اسباب بازی هاشو انتخاب میکنیم بعد اونا رو توی یه نایلکس میریزیم و ازش میخوایم که با چشم بسته اونا رو برداره و حدس بزنه که اون چیه.....

 




موضوع :
تاريخ : جمعه 6 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 94 مرتبه
پسرم این روزا علاقه شدیدی به قطار کردن اسباب بازی هاش داره.....

 

 

 

و همینطور رفتن توی دکوری




موضوع :
تاريخ : جمعه 6 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 767 مرتبه

سه ماه پیش مامانی و بابایی به همراه یه مهمون ویژه به خونه ما آمدن اونم آبجی پگاه بود. تو این چند روز به پسرم خیلی خوش گذشت و خیلی جاها مثل گنجنامه و آرامگاه بوعلی و باباطاهر و دره مرادبیگ رو گشتیم و امروز صبح با دلتنگی خیلی زیاد مهمونای عزیزمون به تهران برگشتن و ما دوباره تنها شدیم.......

اینم عکس از یه گردش حسابی

اشکان و آبجی پگاه در آرامگاه بوعلی سینا که البته قرار بود آبجی پگاه عکس تکی بندازه ولی گل پسری فوری رفت نشست رو صندلی گفت از منم بنداز




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 5 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 113 مرتبه




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 5 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 101 مرتبه

عزیزم بسه دیگه هی میری رو موتور همسایهخجالت




موضوع :
تاريخ : پنجشنبه 5 تير 1393 | نویسنده : مامان سپیده
بازدید : 179 مرتبه

 

این پست مخصوص خواهر گلمه.... چون خیلی هنرمنده.

امروز این ژله رو که تازه یادگرفتم رو درست کردم و گل پسرم خیلی خوشش اومد.




موضوع :
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 4 نفر
بازديدهاي ديروز : 8 نفر
بازدید هفته قبل : 28 نفر
كل بازديدها : 9114 نفر